العلامة المجلسي
12
حق اليقين ( فارسى )
النهاية و علت مجموع مجموع علل اجزاء است جواب گوئيم كه هر يك به شرط وجود علت لازم است وجودش اما عدم او با عدم جميع عللش ممكن است هرگاه واجب الوجودى نباشد پس ترجيح بلا مرجح لازم مىآيد . دليل دوم - بعضى از محققين گفتهاند همچنانكه تواتر در محسوسات افادهء علم مىكند از براى آنكه محالست عادة كه اين عدد كثير اتفاق كنند بر كذب يا صدق و همه غلط كنند پس هرگاه جميع انبيا و اوصيا و اوليا و عقلا اتفاق كنند بر وجود صانع عالم و حدوث او و آنكه او كامل است من جميع الجهات و نقص بر او روا نيست البته اين كس را علم بهم ميرسد كه اين حق است و اين جماعت بسيار اتفاق نكردهاند بر كذب و به اين عقول كامله اتفاق بر غلط نكردهاند ايضا اتفاق ايشان دليل بر اينست كه اين مقدمات ما بديهىاند يا اگر نظريند دلايل آنها واضحست بحيثيتى كه راه خطا در آنها نيست و اين دليل در نهايت متانت است . دليل سيم معجزاتست كه از پيغمبران و اوصياء ايشان ظاهر گرديده مانند عصا را اژدها كردن و دريا را شكافتن و مرده را زنده كردن و كور را بينا كردن و ماه را بدونيم كردن و آب بسيار از ميان انگشتان يا از سنگ كوچك جارى ساختن و امثال اينها چه بر هر عاقلى ظاهر است كه اينها فوق طاقت بشر است پس بايد خدائى باشد كه اينها را براى اظهار حقيقت ايشان بر دست ايشان جارى گرداند و عوام بلكه اكثر خواص را دليل اجمالى كه از تفكر در غرايب صنع الهى در آفاق و انفس ظاهر ميگردد و حقتعالى در اكثر قرآن مجيد به آن اشاره فرموده كافيست بلكه علم بوجود صانع بديهيست و همهء عقول بر اين مفطورند چنانچه حقتعالى فرموده است كه اگر از كافران سؤال كنى كه كى آفريده است آسمانها و زمين را هرآينه گويند كه خدا آفريده است و باز فرموده است كه أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آيا در خداوند شكى هست كه آفرينندهء آسمانها و زمين است ايضا فرموده است كه دين حق فطرت خداست كه مردم را بر آن مفطور و مخلوق گردانيده است لهذا پيغمبران كه مبعوث گرديدند مردم را امر بتوحيد و يگانهپرستى و گفتن « لا إله الا الله » نمودند نه اقرار بصنايع و بينه بر اين معنى اينست كه همهء خلق در وقت الجا و اضطرار كه دست ايشان از وسايل ظاهره كوتاه ميگردد البته پناه بصانع خود مىبرند و اقرار مينمايند كه خداى يگانه دارند چنانچه اين مضمون در احاديث معتبره وارد شده است يكى از عارفان گفته است كه اكثر كفار و جهال اگر چه در ظاهر حال منكر وجود مبدءاند اما باطنا بحقيقت و ثبوت وجودش مقر و معترفند و لهذا اختلاف در وجود مبدء از هيچ عاقل معتد به مروى نيست و توضيح كلام در اين مرام آنكه باتفاق شرع و عقل و تعاضد برهان و نقل